تبليغاتX
تنها منجي

تنها منجي

تکلیف ماست تا به فرج منتظر شدن

جمعه 22 اردیبهشت1391

ای که فقط مقام تو خیر النسا شده / لعنت برآنکه منکر صدق شما شده

جایی که انبیا همگی سائلند وبس / لعنت برآنکه آمده وبی حیا شده

 تو دختر رسول‌ترین برگزیده‌ای / احمد برای توست اگر مصطفی شده

شیعه شدن که روزی ٍهر کس نمی‌شود / هر کس که شیعه شده ز عطای شما شده

 در سجده‌ات که تا به سحر طول می‌کشید / شد عاقبت‌به‌خیر هر آنکه دعا شده

بعد از ولایت تو و تصدیق تو دلم / احساس می‌کنم چقدر با خدا شده

تو مادری نمودی و ما را خریده‌ای / تو خواستی که خاک من از کر بلا شده

ما را ببخش نوکر خوبی نبوده‌ایم / گاهی اگر غلام شما بی وفا شده

تکلیف محوریست مرام تو تا ابد / در این مسیر عمر جوانت فدا شده

تکلیف ماست تابه فرج منتظر شدن /  این امتحان سخت که تکلیف ما شده

 ما را به سوی مهدی تو می‌کشد ولی / دوران ما زدوری او پر بلا شده

این نیز از مجاری فیض خود شماست / پایم اگر به مجلس این روضه وا شده

شاعر: جوادحیدری


با عرض تبریک میلاد با سعادت حضرت زهرا (س)ا

صلوات (وعجل فرجهم) ا


نوشته شده در ساعت 19:32 توسط منتظر

زخم کبود

جمعه 15 اردیبهشت1391

به لحظه‌ای که در آن شعله‌ها نوا کرده

برای آمدنت مادرت دعا کرده


برای این که بگیری تو انتقامش را

میان نافله‌هایش چه ناله‌ها کرده


اگر که شیعه شدیم اعتقاد ما این است

به یُمن توست به ما هم گر اعتنا کرده


تو گفته‌ای که بُوَد الگوی تو مادر تو

همان که شیر خدا بر وی اقتدا کرده


هزار سال گذشته هنوز عزاداری

تمام عمر تو را غصّه‌اش عزا کرده


شنیده‌ام که به دست شماست پیرهنش

نگه به پیرهنش با دلت چه ها کرده


برای زخم کبودش بیار دارویی

همان که بهر ظهورت خدا خدا کرده

 

شاعر: جواد حیدری

صلوات (وعجل فرجهم) ا

نوشته شده در ساعت 23:55 توسط منتظر

با ياس‌ها هم‌نسبتي!

جمعه 8 اردیبهشت1391

در چشم‌هايت شعر داري ماه كنعاني

بلبل به لكنت می‌فِتد وقتي غزل خواني


بالا بلندی دست ما هم گاه كوتاه ست

خورشيد می‌ماند براي پرتو افشانی


يوسف كه زيبا نيست وقتي چهره بگشايي

انگار خورشيدي نشسته روي پيشاني


در گام‌هايت باغ‌هايي می‌شكوفد سبز

زيرا شما اولاد دريا . . . آب و باراني


ما در كويري خشك . . . تنها با دهاني باز

امّيدمان اين ست. . . تا آبي بنوشاني


تاريك شد وقتي كه رفتي، ماه هم كوچيد

بايد شما خورشيد را بر ما بتاباني


با ياس‌ها هم‌نسبتي با گل كه خويشاوند

حتّي مسير باغ‌ها را خوب مي‌داني


ما انتظارت را غروب جمعه‌ها داريم

وقتي بيايي جشن مي‌گيريم و مهماني


شاعر: مجتبي اصغري فرزقي

با عرض تسلیت به مناسبت فرارسیدن شهادت بانوی دو عالم حضرت زهرا (س) ا


صلوات (وعجل فرجهم) ا

نوشته شده در ساعت 19:4 توسط منتظر

حصار فاصله ها

جمعه 1 اردیبهشت1391

 

این جمعه‌های بی خبری را جواب کن

بشکن حصار فاصله‌ها را شتاب کن


بندی بزن بر این شکسته دلی عصر جمعه را

یا نرخ دل شکسته‌گی‌ام را حساب کن


ربطی به انتظار ندارد نبودنت

فکری به حال رابطه‌های خراب کن


برخیز و تازه کن به تن خود بهار را

نیرنگ و رنگ‌های زمین را سراب کن


تاریک و سرد می گذرد روز و شب، شبی

رخسار ماه وَشَت را به قاب کن


دیری‌ست تشنه‌ایم، وَ مخمور باده‌ایم

این جام را به جرأت جانت شراب کن


نقبی بزن به بعُد زمان اتّصال را

آتشفشان رنج جهان را مذاب کن


در این شب چراغ شکسته چه بی کسیم

ای چلچراغ نور، بیا انقلاب کن


دیر ست... صد کلام به یک بغض ناتمام

بشکن، حصار فاصله‌ها را شتاب کن... ا


شاعر: مرضیه اوجی

 

صلوات (وعجل فرجهم) ا

نوشته شده در ساعت 23:37 توسط منتظر

سلام

جمعه 25 فروردین1391

در عصر جنون سرعت و بعد زمان

در دوره‌ی ارتباط از نوع کلان


نزدیک‌تر از خودت ندیدیم آقا

لطفا به خودت سلام ما را برسان

شاعر: بهرام نوری گندم آباد

صلوات (وعجل فرجهم) ا

نوشته شده در ساعت 17:17 توسط منتظر

بهار نیست

جمعه 18 فروردین1391

احساس می کنم که نباشی بهار نیست

شعری میان دفتر این روزگار نیست


معطوف می شود به شما حس واژه ها

آقا خودت بگو مگر این افتخار نیست؟


من با سروده های همه شرط بسته ام

بیتی بدون نام شما ماندگار نیست


سین سلام سفره ی هفسین من بگو!

معنای این قصیده مگر انتظار نیست؟


روزی ظهور می کنی و می رسد بهار

امّا به ماه و سال و زمان اعتبار نیست


تقویم هم به گفته ی من اعتراف کرد

سوگند می خورد که نباشی بهار نیست


شاعر: هدیه ارجمند


شهادت حضرت زهرا (س) تسلیت باد


 
صلوات (وعجل فرجهم) ا

نوشته شده در ساعت 23:41 توسط منتظر

بهار می آید

جمعه 4 فروردین1391

بهار آرام می آید به دیدار گل نرگس / گلاب از عرش می ریزد به دربار گل نرگس

خوشا چشمی که میگرید به شوق دیدن رویش / خوشا قلبی که می باشد گرفتار گل نرگس

 

سال نو بر شما و خانواده محترم مبارک

صلوات (وعجل فرجهم) ا

نوشته شده در ساعت 12:55 توسط منتظر

فصل بهار

جمعه 26 اسفند1390
من شنیدم که شما فصل بهاری آقا
به دل خسته‌ی ما صبر و قراری آقا

عمر امسال گذشت و خبری از تو نشد
هوس آمدن این جمعه نداری آقا؟

صلوات (وعجل فرجهم)

نوشته شده در ساعت 23:32 توسط منتظر

تب آدینه

جمعه 19 اسفند1390
رفتي و خدا در قفس سينه ترك خورد
يك جمعه گذشت و دل آيينه ترك خورد

ديدار تو در حنجره‌ي اشك نگنجيد
صد ديده در اين حسرت ديرينه ترك خورد

با لهجه‌ي چشمان پر از پينه‌ي مهتاب
دستان غزل بسته‌ي آيينه ترك خورد

ديروز تو را پنجره‌ها خوب نديدند
امروز زمين در تب آدينه ترك خورد
 
شاعر: مهدیه یوسفی

صلوات (وعجل فرجهم) ا

نوشته شده در ساعت 23:53 توسط منتظر

انتظار

جمعه 28 بهمن1390

من معتقدم بهار مدیون شماست

عشق و قلم و نگار مدیون شماست


ما را چه به شیعگی، پس از این همه سال

این جمعه هم انتظار مدیون شماست

 

شاعر: زهرا آراسته‌نیا


صلوات (وعجل فرجهم) ا

نوشته شده در ساعت 23:13 توسط منتظر

مسیحا نفس

جمعه 21 بهمن1390

ساحل چشم من از شوق به دریا زده است

چشم بسته به سرش، موج تماشا زده است


جمعه را سرمه کشیدیم، مگر برگردی

با همان سیصد و فرسنگ نفر برگردی


زندگی نیست، ممات ست تو را کم دارد

دیدنت ارزش آواره شدن هم دارد


از دل تنگ من، آیا خبری هم داری؟

آشنا، پشت سرت مختصری هم داری؟


منّتی بر سر ما هم بگذاری، بد نیست

آه، کم چشم به راهم بگذاری، بد نیست


نکند منتظر مردن مایی، آقا؟

منتظرهات بمیرند، می آیی آقا؟


به نظر می رسد این فاصله ها کم شدنی ست

غیر ممکن تر از این خواسته ها هم شدنی ست


دارد از جاده صدای جرسی می آید

مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید


منجی ما به خداوند، قسم آمدنی ست

یوسف گم شده، ای اهل حرم! آمدنی ست

صلوات (وعجل فرجهم) ا

نوشته شده در ساعت 22:45 توسط منتظر

یادگاری‌

جمعه 14 بهمن1390

از نو شکفت نرگس چشم انتظاري‌ام
گل کرد خار خار شب بي قراري‌ام

تا شد هزار پاره دل از يک نگاه تو
ديدم هزار چشم در آيينه کاري‌ام
 
گر من به شوق ديدنت از خويش مي‌روم
از خويش مي‌روم که تو با خود بياري‌ام

بود و نبود من همه از دست رفته است
باري مگر تو دست بر آري به ياري‌ام

کاري به کار غير ندارم که عاقبت
مرهم نهاد نام تو بر زخم کاري‌ام

تا ساحل نگاه تو چون موج بي قرار
با رود رو به سوي تو دارم که جاري‌ام

با ناخنم به سنگ نوشتم : بيا , بيا
زان پيشتر که پاک شود يادگاري‌ام

صلوات (وعجل فرجهم) ا

نوشته شده در ساعت 23:56 توسط منتظر

صبح امید

جمعه 7 بهمن1390
شبی که اشک دلیلی برای بیداری ست
شکوه ذکر بلند تو بر لبم جاری ست

مسیر زمزمه ها سوی توست، می دانم -
دعا برای ظهور تو عاقبت کاری ست

خدا کند نشود چشم ما تهی از اشک
که از اشاره ی چشم تو اشک ما جاری ست

قسم به گریه کنان غروب هر جمعه
قسم به فرصت پاکی که لحظه ی زاری ست

به یک نگاه تو، آقا شدیم، یا مهدی
بیا اگر تو نیایی، نصیب ما خاری ست

علم به دوش بگیر ای سوار صبح امید
که چشم عالم و آدم بر این علمداری ست

از آن زمان که تو رفتی بهار خشکیده ست
دل زمانه تَرَک خورده، تشنه ی یاری ست

 
شاعر: حسین آذری


صلوات (وعجل فرجهم) ا

نوشته شده در ساعت 23:25 توسط منتظر

بس است در به دری

جمعه 30 دی1390
نوشته‌اند دلم را براي خون جگري / بدون گریه زمانه نمی‌شود سپری


نیازمند تکامل به گریه محتاج است / درخت آب ندیده نمی‌دهد ثمری


دو فیض، توشه راه سلوک عاشقان هست / توسل سحری و عنایت سحری


هزار نافله خواندن چه فایده دارد / اگر نداشته باشد به عاشقان نظری


به هر دری که زدم باز پشت در ماندم / بس است در زدن من، بس است در به دری


برای بنده خریدن بیا سر بازار / چه خوب می‌شود این مرتبه مرا بخری


بدون تو چه بلاها که بر سرم آمد / چه حاجت است به گفتن، خودت که با خبری


همیشه خیر قنوت تو می‌رسد به همه / اگر چه نام مرا در نوافلت نبری


خودت برای طلوعت دعا کن و برگرد / دعای من به خودم هم نمی‌کند اثری


صلوات (وعجل فرجهم) ا

نوشته شده در ساعت 22:18 توسط منتظر

آمدنی‌ست

جمعه 23 دی1390

دارد از جاده صدای جرسی می‌آید

مژده ای دل که مسیحا نفسی می‌آید


منجی ما به خداوند قسم، آمدنی‌ست

یوسف گم شده، ای اهل حرم! آمدنی‌ست

 

شاعر: صابر خراسانی

صلوات (وعجل فرجهم) ا


نوشته شده در ساعت 23:24 توسط منتظر


یادی از حضرت صاحب در غروب دلگیر جمعه

سکوت جمعه پر از طعم تلخ تنهایی، دلم گرفته از این جمعه‌ها نمی‌آیی؟


Powered by BLOGFA
Designed by YAS THEME
خروجی وبلاگ